تبليغاتX
از جنس قاصدک
قالب وبلاگ

از جنس قاصدک
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما...
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!

 

پ.ن : آهنگ وبلاگ تقدیم به دوستای گلم

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 14:41 ] [ خاک ناطق ]
من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو!

درد آور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی...

قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشم هایت می آیند...!

تاسف بار است که باید لباس هایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم!

پ.ن : روز زن مبارک باد... مادرم به خاطر تمامی زحماتت متشکرم... دوست داشتم کنارت باشم و دست های پر مهرت را ببوسم 

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:15 ] [ خاک ناطق ]
از چشم یا آسمان

فرقی نمی‌کند

باران که بر زمین افتاد

دیگر باران نیست

 

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:26 ] [ خاک ناطق ]
 

منم نخ بادبادک دلم رو به شوق بالا رفتن تا انتها باز کردم.

تا آخر آخر قرقره٬ تا جایی که دیگه اختیارش از دستم رفت ٬ و باد به هر طرف که دلش خواست بردش...

تا حالا لب ساحل بادبادک هوا کردی؟

بادبادکی که چندتایی قرقره ی نخ خرجش کرده باشی . وتا جایی که نخش کشیده هواش کردی تا اونجا که یه نقطه شده و نخش تاب برداشته.

دلم اون بادباک ست.

(نه٬اینجوری نمی شه.باید بادبادک باز باشی که بفهمی چی می گم.)

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 17:26 ] [ خاک ناطق ]
ذره ای در گلویم گیر کرده است که هر چه سرفه می کنم بیشتر تیزی اش در گلویم فرو می رود.

به گمانم زندگی در گلویم گیر کرده است.

اگر بیرون بیندازمش خوب خوب می شوم.

بیخود نگهش داشته ام...

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 17:4 ] [ خاک ناطق ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من یه قاصدک بارون خورده ام. اینجا تنها جائیست که به راحتی حرف دلم را میزنم، اینجا من غرق بارانم و گاهی چشمانم خود آسمان میشوند و به راحتی میبارند...
امکانات وب